شرکت سازنده ی بازی های NESCAR قصد دارد نسخه ی جدید بازی خود را برای تابستان امسال برای کنسول های xbox360و ps3 به عنوان NESCAR 08 به بازار ارائه دهد.
پیشرفت هایی که این بازی داشته است می توان به کنترل بسیار خوب ماشین ها و همچنین نمای زیبای اتاق ماشین اشاره کرد و ماشین های جدیدی به نسخه ی جدید این بازی اضافه شده است و ماشین Toyota برای اولین بار به مجموعه ماشین های NESCAR پیوست.
عکس هایی از این بازی:
برای دیدن عکس های بزرگ روی ادامه مطلب کلیک کنید.
نویسنده:پدرام
ادامه مطلب
|
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
شايد خيلي از شما فيلمي بنام Dawn Of The Dead را ديده باشيد ، شايد بپرسيد که اين موضوع چه ربطي به بازي Dead Rising دارد ؟! گفتن همين جمله کافيست که روي Boxshot اصلي بازي جمله زير مشاهده مي شود: "اين بازي توسط سازندگان و يا پديد آورندگان Dawn Of The Dead جرج اِي. رومرو ، ساخته و يا تاييد نشده است." خوب ، فکر مي کنم تا اينجا کساني که اين فيلم را ديده باشند ، مي توانند کمي از محيطي که بازي در آن اتفاق ميافتد را در ذهن خود تجسم کنند. بله ، درست حدس زده ايد ، يک فروشگاه بزرگ و رنگارنگ با هر نوع مغازه و غرفه ای که فکرش را مي کنيد ! باز هم شرکت Capcom با يک بازي با درونمايه وحشت و البته نه مانند سري بازيهاي Resident Evil بلکه همراه با کمي شوخي و طنز ، پا به عرصه بازيسازي براي يک کنسول جديد گذاشته است. Dead Rising از اولين بازيهايي است که اين شرکت براي کنسولهاي Next Gen عرضه کرده است که فعلاً در انحصار کنسول مايکروسافت يعني XBOX 360 قرار دارد. این بازی زیبا باز هم حکایت شهری است پر از انسانهای نیمه زنده و یا به اصطلاح زامبی که ما به عنوان نقش اصلی بازی باید وارد شهر شده و سر از داستان اتفاق افتاده در شهر درآورده و آخر کار هم زنده از شهر خارج شویم. ![]() Dead Rising با گرافيک قابل قبول و زيبا و همچنين محيطي گسترده مطمئناً مي تواند علاقه مندان زيادي را به سمت خود جلب کند. نکته قابل ذکر در مورد گرافيک اين بازي ، طراحي بسيار خوب صورت شخصيتهاي اصلي بازي است. گرافیک محیط نیز در حد قابل قبولی قرار دارد که البته به عنوان یکی از اولین بازیهای Next Gen می توان گفت گرافیک در حد استانداردی می باشد. صداگذاري Dead Rising هم بسيار خوب بوده و کاملاً صداي وسايل مورد استفاده و همچنين محيط اطراف بصورت طبيعي و واقعي طراحي شده است. در محوطه داخل فروشگاه موزيکهاي لايت پخش مي شود. صداي زامبي ها نیز بخوبي شنيده مي شود و در عين حال آزاردهنده و زياد از حد هم نيست. صداي راه رفتن بر روي سطوح مختلف هم بخوبي در نظر گرفته شده است ، مانند صداي راه رفتن داخل آب و يا راه رفتن روي سطوح فلزي و ... . صداي وسايلي هم که براي مبارزه با زامبي ها مورد استفاده قرار مي گيرد دقيقاً با خود وسيله هماهنگي دارد. همچنين انجام دادن کارهاي مورد نياز در بازي نيز زياد مشکل نيست و بازي از کنترل مناسبي برخوردار است. فيزيک بازي نیز در حد معمولي قرار دارد. هوش مصنوعي بکار رفته در بازي هم گاهي اوقات در مورد افرادي که همراه شخصيت اصلي بازي هستند ضعف نشان داده و دردسر ساز مي شود. اجازه دهيد تا کمي در مورد شخصيتهاي بازي و کلاً داستان بازي صحبت کنيم.
شخصيت اصلي بازي Frank West يک عکاس خبرنگار حرفه اي و آزاد است که کارش گرفتن عکس از جنگها و خشونتها در مناطق مختلف است. اين بار فرانک براي سر در آوردن از قضيه و گرفتن عکس به شهر کوچک Willamette وارد مي شود، البته چون تمامي راههاي زميني به اين شهر توسط نيروهاي نظامي مسدود شده است ، فرانک يک هليکوپتر اجاره کرده و از طريق آسمان خود را به منطقه مي رساند. در ابتداي بازي ما ، در نقش فرانک از داخل هليکوپتر خيابانهاي شهر را مي بينيم که زامبي هاي زيادي در حال چرخ زدن در آن هستند. در همين حال مي توانيم با دوربين عکاسي فرانک از صحنه هاي در حال اتفاق عکس بگيريم و بسته به خشونت موجود در عکس امتياز مناسبي دريافت کنيم. فرانک به عنوان يک خبرنگار حرفه اي که همه جا بدنبال موضوعات جذاب و دست اول مي گردد، علاقه مند مي شود تا ته و توي قضيه را در بياورد. فرانک از خلبان مي خواهد تا او را در پشت بام فروشگاه بزرگ شهر که محلي براي فرود هليکوپتر دارد پياده کند، اما درست در همين لحظه هليکوپترهاي نظامي سر مي رسند و هليکوپتر حامل فرانک را تعقيب مي کنند و به همين دليل هليکوپتر نمي تواند فرود بيايد و فرانک مجبور مي شود با پرش از هليکوپتر به روي پشت بام خود را وارد ماجرا کند. البته قبل از پرش فرانک از خلبان درخواست مي کند که 72 ساعت بعد براي برداشتن فرانک به همين محل بازگردد. پس به اين ترتيب فرانک و بهتر بگويیم ، ما ، 72 ساعت به زمان بازي، وقت داريم تا ته و توي قضيه را در آورده و به محل قرار بازگرديم و اين شروع يک بازي جذاب و زيباست.در طول بازي و به مرور زمان با شخصيتهاي ديگري آشنا مي شويم ، مانند چند مامور دولت ، عکاس و افراد زنده باقيمانده در محيط فروشگاه و ... .
در بازي تقريباً از هر چيزي که در دنياي واقعي مي توان از آن براي جنگيدن و دفاع از خود استفاده کرد، مي توانيم استفاده کنيم ، از قابلمه و ماهي تابه و توپ فوتبال گرفته تا شاتگان و مسلسل ! البته فرانک در طول بازي مهارتهاي مختلفي در مبارزه تن به تن با زامبي ها بدست مي آورد و مي تواند فنون مختلف رزمي را براي از پا درآوردن زامبي ها بکار ببرد. سيستم مورد استفاده براي جنگيدن در بازي هم ساده است و براحتي باز زدن چند دکمه مي توان عمل مشت زدن ، لگد زدن و تير اندازي را انجام داد. همچنين در مواردي که بايد با زامبي ها دست به يقه شد هم با تکان دادن Stick ها و زدن چند دکمه مشخص مي توان از دست زامبي ها خلاص شد. البته بعضي از روشهاي مبارزه با زامبي ها کمي طنز بنظر مي رسد مانند برداشتن يک توپ فوتبال و شوت کردن آن ميان زامبي ها و نگاه کردن به کمانه کردن توپ ميان زامبي ها و افتادن آنها روي زمين ! يا روشن کردن يک ماشين چمن زني بزرگ و راه افتادن با آن ميان زامبي ها و ديدن قطع شدن دست و پاي زامبي ها !
محيط بازي بسيار گسترده طراحي شده و تعداد زامبي ها در بازي بسيار بسيار زياد است ، بطوري که اصلاً با تعداد زامبي هاي موجود در بازي هاي ديگر مانند سري RE قابل مقايسه نيست و اين زامبي ها در گروههاي چند ده تايي به سمت فرانک حمله ور مي شوند. البته طبق استاندارد اغلب بازيهاي زامبي دار، و بر خلاف زامبي هاي فيلم Dawn Of The Dead، اين زامبي ها زياد سريع نيستند و معمولاً مي توان از ميان آنها فرار کرد. وظيفه فرانک در طول بازي بجز فهميدن ماجراي اتفاق افتاده در شهر ، نجات افراد زنده باقيمانده در محيط فروشگاه و اطراف آن و رساندن آنها به محلهاي مطمئن در بازي است که با اين کار امتيازهايي بنام Prestige Point يا به اختصار PP را بدست مي آوريم و در ضمن بيشتر از حقيقت ماجرا مطلع مي شويم.
در مورد سيستم مورد استفاده در بازي براي ذخيره کردن بازي هم بايد گفت که متاسفانه براي هر دستگاهي که يک XBOX 360 مي تواند روي آن Save کند (مانند HDD يا Memory Unit) فقط امکان ايجاد يک فايل Save وجود دارد و اين مطلب به اين معناست که در طول کل بازي شما هربار که بازي را ذخيره مي کنيد در حقيت اين فايل رونويسي شده و فايل ذخيره شده قبلي از بين مي رود و احتمالاً مي توانيد حدس بزنيد که اين يعني چه ! يعني اگر شما بهر دليلي در حالي بازي را ذخيره کنيد که کاري را بدرستي انجام نداده ايد ديگر امکان بازگشت به قبل وجود نداشته و احتمالاً مجبور خواهيد بود بازي را از ابتدا شروع کنيد ! البته نوع کاري که براي ذخيره کردن بازي بايد انجام داد و همچنين محلهاي در نظر گرفته شده براي ذخيره بازي هم جالب است و شما مي توانيد با دراز کشيدن روي تختهاي مخصوص Save و يا در داخل توالتهاي موجود در بازي ، عمل Save را انجام دهيد !
سيستم مورد استفاده براي جان بازيکن در طول بازي و همچنين چيزهايي که براي زياد کردن قدرت از دست رفته استفاده مي شود بسيار جالب است. براي زياد کردن قدرت مي توان از غذاها و نوشيدني هاي موجود در فروشگاه هاي مواد خوراکي استفاده کرد و حتي مي توان غذاهاي سرد قابل پختن را با اجاق و مايکروفر، پخت تا اثر بيشتري داشته باشند ! از ديگر نکات جالب بازي مي توان به اين مطلب اشاره کرد که در طول بازي شما مي توانيد در مغازه هاي لباس فروشي لباسهاي مختلفي را به تن کنيد. از انواع لباسهاي ورزشي گرفته تا کت و شلوار و لباسهاي زنانه ! همينطور مي توانيد کفش خود را تغيير دهيد يا با مطالعه کتابهاي مختلف فنون رزمي را ياد بگيريد يا بطور مثال زبان ژاپني را براي مکالمه با چند توريست ژاپني و نجات آنها فرا بگيريد. در بازي افرادي با عنوان Psychopath يا همان رواني وجود دارند که در بخش هاي مختلف بازي با آنها روبرو خواهید شد و که همواره سعي در کشتن فرانک دارند، البته که اين افراد زامبي نيستند بلکه افراد زنده اي هستند مانند زندانيان فراري. اين افراد را به نوعي مي توان رئيسهاي بازي در نظر گرفت که مبارزه با آنها به مراتب سخت تر از مبارزه با زامبي هاست.
بخش اصلي بازي که شامل 72 ساعت بازي (البته به زمان بازي) مي شود داراي ماموريتهاي مختلفي است که انجام آنها براي رسيدن به حقيقت ضروري است. در انجام ماموريتهاي مختلف زمانبندي عنصر بسيار مهمي است، بطوريکه براي انجام هر ماموريت زمان خاصي در نظر گرفته شده است و اگر از نظر زمانبندي براي انجام ماموريتها دچار اشتباه شويد ممکن است برخي ماموريتها را از دست داده و در نتيجه بخشي از حقيقت براي شما فاش نشود و یا بد تر از آن مجبور به انجام دوباره بازی از ابتدا شوید. براي انجام دادن بخش 72 ساعته بازي ، چيزي حدود 7 تا 8 ساعت مداوم بازي کردن لازم است. بعد از به پايان رساندن بخش اصلي بازي ، انواع ديگري از بازي نيز وجود دارند که قابل انجام هستند ، مانند Overtime Mode که اين بخش هم چيزي حدود 2 ساعت وقت براي به پايان رساندن احتياج دارد. همچنين حالت Infinite Mode هم قابل باز شدن است که در اين حالت هدف زنده ماندن تا حداکثر زمان ممکن در میان زامبی ها بوده و داستان خاصي برای این بخش در نظر گرفته نشده است.
بازي آنقدر گسترده و متنوع است که براحتي مي توان آنرا براي بارهاي دوم و سوم هم به پايان رساند و هربار چيزهاي جديدي را تجربه کرد. با بالا رفتن PP ، قابليتهاي فرانک افزايش می یابد و حرکات جديدي ياد مي گيرد، قدرت مبارزات او زياد شده و نيز فضايي که مي تواند وسايل مختلف را حمل کند افزايش مي يابد. براي بالا بردن PP هم مي توان کارهاي مختلفي انجام داد ، عکس گرفتن از زامبي ها و يا موضوعات جالب ديگر ، کشتن زامبي ها، به انجام رساندن ماموريتهاي مختلف و همينطور نجات افراد زنده! البته با يکبار به پايان رساندن بازي نمي توان به سادگي به تمامي قابليتهاي فرانک دست پيدا کرد و همه آنها را به انتهاي قدرت رساند ، به همين دليل مي توان بازي را دوباره شروع کرده و آنرا به اتمام رساند تا بازهم قدرتهاي فرانک را بالا برده و همچنين به تجربه هاي جديدي دست يافت. در مورد رساندن افراد زنده بازمانده در محيط فروشگاه به اتاق امن موجود در بازي هم بايد گفت ، هوش مصنوعي اين افراد دردسر ساز است و اغلب کاري را که بايد انجام دهند ، انجام نداده و در ميان تعداد زيادي زامبي مشغول به مبارزه با آنها مي شوند و آخر کار هم، سر خود را به همراه زحمات شما به باد مي دهند. البته در مورد بعضي از همراهان مي توان دست آنها را گرفت و يا برخي موارد هم وجود دارند که مي توان همراه را روي پشت خود گذاشته و از ميان زامبي ها به سمت اتاق امن فرار کرد.يکي از مسائلي که در مورد بازي کمي آزاردهنده است تعداد لودهاي بازي و همچنين زمان آنهاست. البته اين مساله در ابتداي بازي بيشتر به چشم مي آيد و با ادامه دادن بازي به اين روند عادت مي کنيد.
يکي ديگر از نکات آزار دهنده بازي اينست که اگر بازي را در تلويزيونهاي استاندارد و نه HD اجرا کنيد ، مخصوصاً اگر ابعاد تلويزيون زياد بزرگ نباشد، زيرنويس هاي موجود در بازي به هنگام مکالمات تلفني تقريباً به سختي قابل خواندن هستند و چشم بيننده را آزار مي دهند. با وجود تعداد زياد زامبي ها در اکثر موارد بازي از Frame Rate مناسبي برخوردار است. همچنين از نظر تنوع قيافه و شکل زامبي ها نيز بازي در حد قابل قبولي قرار دارد و معمولاً در يک محوطه زامبي ها با قيافه هاي تکراري زياد ديده نمي شوند.
با وجود تمامي مسائل و در نظر گرفتن کاستي هاي موجود باز هم مي توان Dead Rising را يکي از عناوين برتر در بازيهاي اختصاصي کنسول XBOX 360 برشمرد که براحتي مي تواند طرفداران بازيهاي سبک خود را راضي نگه داشته و هر فردي را براي خريد اين کنسول و انجام دادن این بازی تشويق کند. اگر کنسول XBOX 360 را در اختیار دارید پیشنهاد جدی ما را در انجام این بازی زیبا بپذیرید تا بار دیگر به قدرت شرکت بزرگ Capcom در صنعت بازی سازی پی ببرید. | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
منبع:bazicenter | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
نام Top Spin 2 برای تمامی عاشقان تنیس آشناست. بازی با گیم پلی روان، گرافیک تقریبا خوب، صدا گذاری ضعیف و فیزیک خوب که چند ماه پیش برای 360 عرضه شده و الان شما می توانید این بازی را روی PC خود نیز تجربه کنید. Top Spin 2 تقریبا از هر نظر کامل است و یک بازی خوب در زمینه Tennis Simulator به حساب می آید. بهتر است مقدمه را در همینجا قطع کنیم و به تشریح خود بازی بپردازیم. همه چیز برای شما آماده است که وارد دنیای حرفه ای تنیس شده و حتی اگر از تنیس چیزی نمی دانید از این بازی لذت ببرید. بازی کلا به 3 قسمت تقسیم می شود: 1- Exhibition: در این قسمت به انجام بازیهای دوستانه می پردازید و میتوانید هر کدام از تنیس بازان شناخته شده در سطح جهان را انتخاب کنید و یک مسابقه دوستانه را به اتمام برسانید. 2- Tournament: در این قسمت نیز می توانید یکی از تینس بازان مطرح جهان را انتخاب کنید و در مسابقات مهم جهانی شرکت کنید. 3- Career: در این قسمت که اصلی ترین قسمت بازی است، شما با ساختن یک شخصیت که میخواهید تنیس باز شما باشد، با تمرین و شرکت در مسابقه های متعدد میتوانید خودتان را مطرح کنید، قدرت های خودتان را افریش دهید و خودتان را در World Ranking و Race Ranking به بالای جدول رسانده و یکی از مطرح ترین ستاره های جهان شوید. در اینجا ما بیشتر به قسمت سوم یعنی Career میپردازیم و آن را برای شما شرح میدهیم: در ابتدا شما می توانید به تک تک قسمت های ساختن یک شخصیت دسترسی داشته باشید. از مدل مو و استیل بدن و مدل ریش روی صورت گرفته تا استیل زدن ضربه موقع سرویس و هزاران مورد دیگر که همه و همه در اختیار شما قرار دارد تا شخصیت مورد علاقه خود را بسازید. ولی Option ها برای ساختن شخصیت مورد نظر زیاد نیستند و هر کدام از Option ها به 4 یا 5 مورد ختم می شوند. بعد از ساخت شخصیت مورد علاقه شما باید وارد دنیای حرفه ای شوید. در صفحه اصلی، میتوانید بر تمامی اعمال خود نظارت داشته باشید و خودتان نیز در نقش یک مدیر برنامه ظاهر شوید و تمام کار های خود را زیر نظر داشته باشید. در ابتدا شما نمیتوانید در مسابقات بزرگ شرکت کنید چون مهارتهای مختلف شما در سطح شرکت در مسابقه نیست و بعد از چند ماه تمرین میتوانید در مسابقات کوچک شرکت کنید. ![]() در تمرینات شما باید مهارتهایی مثل Stamina ، Speed، Power،Top Spin ، Service و ... را افزایش دهید که این قدرت ها با کسب ستاره های برنز، نقره و طلا افزایش پیدا می کنند؛ در نهایت شما در یک یا دو مهارت به level بالاتری می روید و این کار نیز با تمرین زیر نظر مربی انجام می پذیرد به این صورت که شما با تمرین خاصی حداکثر 3 ستاره برنز دریافت می کنید، آن را در skill دلخواه به کار می برید و با شرکت در مسابقات و کسب پیروزی، ستاره هایی به رنگ نقره ای و طلایی به دست می آورید که باید روی ستاره های برنز به کار ببرید و نیز باید توجه داشت که هر مربی میتواند تا level خاصی شما را تمیرین دهد. جالبترین قسمت بازی این است که شما می توانید برای خود "اسپانسر" انتخاب کنید و در این زمینه نیز شرکت های معروفی چون Nike و Willson را میتوانید انتخاب کنید که هر کدام شرایط خاصی دارند و تعدادی وسایل را مجانی در اختیار شما قرار داده و در مواردی خاصی نیز به شما پاداش می دهند. هر 15 روز شما میتوانید در مسابقات شرکت کرده یا تمرین کنید. انتخاب تمرین کردن یا مسابقه دادن نیز به شما بستگی دارد که کدام را اتخاب کنید. شما 3 انتخاب در روز های 15 و 30 هر ماه دارید. تمرین کردن، مسابقه های معمولی و Special Match که این قسمت آخر معمولا مربوط به مسابقه های ملی، مسابقه های مختلط (Male & Female Mixed) و مسابقاتی در مورد شرکت اسپانسر میشود که پاداش های خوبی در این مسابقات می توانید بگیرید. همانطور که گفتیم بخش مسابقات ملی نیز در این بخش یعنی Special Match وچود دارد. در این مسابقات شما با یک تنیس باز هم وطن راهی مسابقه می شوید و در 3 روز به میدان می روید و 3 مسابقه برگزار میکنید که 2 مسابقه به صورت یک به یک (1 Vs. 1) و یک مسابقه به صورت تیمی (2 Vs. 2) برگزار میشود. در نهایت نیز تیمی که بیشتر برنده شده باشد راهی دور بعد خواهد شد. این مسابقات تا آخر فصل نیز ادامه داده میشود و اگر بتوانید به مراحل بالاتر راه پیدا کنید پاداش های خوبی دریافت خواهید کرد. قسمت تیمی مسابقات به خاطر هوش مصنوعی تقریبا ضعیف تنیس باز هم تیمی به یکی از زجر آور ترین قسمت های بازی تبدیل شده است و کمتر پیش می آید که هم تیمی شما یک حرکت مثبت انجام دهد و بیشتر به یک عنصر دست و پا گیر شبیه است! بعضی مواقع نیزشما باید تمام وظایف را تک نفره در زمین پیاده کنید و هم تیمی شما فقط نظاره گر حرکات شما است. یکی دیگر از قابلیت های بازی این است که شما در حینی که دارید خود را به صدر جدول جهانی نزدیک میکنید برای شما یک Fan Club درست میشود که روز به روز به تعداد آنها افزوده میشود. در صورت برد یا باخت خود در مسابقات با ایمیل های جالبی از طرف Fan Club های خود مواجه می شوید.
![]() Exhibition & Tournament: در 2 قسمت اول یعنی Exhibition و Tournament شما باید یکی از تنیس بازان معرف جهان را انتخاب کنید. در Exhibitionبه بازی دوستانه خواهید پرداخت. اگر تازه با Top Spin 2 آشنا شده اید بهتر است چند ساعتی را در این بخش سپری کنید و مهارت های لازم برای بازی کردن را به دست آورید.در این قسمت نیز می توانید با دوستان خود به بازی بپردازید و به اصطلاح 2 نفره مشغول بازی شوید که بسیار جالب به نظر می رسد و می تواند شما و دوستان شما را تا ساعت ها سر گرم کند. در Tournament نیز شما با انتخاب یک تنیس باز و انتخاب یک Tournament بازی را شروع می کنید و میتوانید در جام های معتبر جهانی شرکت کرده و لذت کسب جام های مختلف را تجربه کنید. این قسمت نیز خوب کار شده است و برای به دست آوردن تمامی جام ها، باید چیزی حدود 15 تا 20 ساعت بازی کنید. در بازی، تمام تنیس بازان جهان با تمام دقت طراحی شده و تمام skill ها با توجه با واقعیت تنظیم شده اند. از معرفترین تنیسور های موجود در بازی میتوان به Roger Federer،Maria Sharapova ، Andy Roddick وVenus Williams اشاره کرد که تقریبا همه شما با آنها آشنایی دارید. گیم پلی بازی بسیار روان است و تمام ریزه کاری ها در آن رعایت شده و تمام حرکات تنیس در آن گنجانده شده است. طریقه سرویس زدن، ضربهAce ، تلاش بازیکن برای رسیدن به توپ، ضربات Forehand، backhand،Top Spin و ... بسیار عالی کار شده اند و اگر از دوست داران تنیس باشید عاشق گیم پلی روان و عالی این بازی خواهید شد. تنها ایرادی که میتوان به این قسمت گرفت زاویه تقریبا بد دوربین در بازی است که بعضی مواقع بسیار آزاردهنده است. گرافیک بازی بسیار خوب است. بازیکن ها با تمام جزئیات طراحی شده اند و تکسچر ها عالی از آب در آمده است. زمین ها بسیار شارپ هستند و کوچکترین خط و خشی را میتوانید بر روی زمین ببینید. سایه پردازی تقریبا عالی است و تعدادی افکت گرافیکی نسبتا خوب نیز در بازی گنجانده شده است. بازی بسیار از لحاظ گرافیک سنگین است و برای بازی کردن به یه کارت گرافیکی High End نیاز دارید. تقریبا بازی تمام مولفه های یک گرافیک خوب را دارد ولی بعضی اوقات در بازی باگ های عجیب دیده میشود که باعث پایین آمدن امتیاز قسمت گرافیک می شود. یکی دیگر از ضعف های قسمت گرافیک بازی، انیمیشن های نا امید کننده و تکراری می باشد. در قسمت صدا کمی کم کاری شده است. صدا ها اکثرا خفیف هستند و برای این بازی خوب به نظر نمی رسند. بعضی مواقع نیز صدای تنیس باز به شخصیتش نمیخورد و غیر طبیعی به نظر میرسد و یا بعضی اوقات صدای بازی به کلی قطع میشود و بعد از چند لحظه دوباره بر میگردد. در کل صدا گذاری بازی چنگی به دل نمیزند و شاید باعث شود که بازی کننده از بازی احساس خستگی کند و بازی را رها کند و تقریبا می شود گفت که یکی از نقاط ضعف اصلی بازی، بخش صداگذاری است. کلام آخر: در کل اگر مشکلات قسمت صداگذاری را نادیده بگیریم، بازی بسیار عالی است. گیم پلی روان، گرافیک خوب و امکان انتخاب چیزی است که بازی را بسیار جذاب ساخته و مطمئنا یک بار امتحان کردن این بازی ضرری ندارد. این بازی را به تمام علاقه مندان به ورزش تنیس پیشنهاد میکنیم.
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
منبع:bazicenter |
این شما هستید شخصیت مورد نظر خود را خلق میکنید وبه همراه این بازی قدم به دنیای خطر ناک وخاطره انگیز داستان پدر خوانده خواهید گذاشت و به همراه بازیگران اصلی راهی ماموریت های این فیلم به یاد ماندنی خواهید شد...

در ابتدا شما به عنوان یک دزد خرده زندگی خود را آغاز می کنیدو پس از آن با پیشرفت در کار ها به تدریج از یک جیب بر ساده به عنوان یکی از اعضای خانواده کور لئونه پذیرفته می شوید . خانواده ای که در این فیلم سردمدار یکی از بزرگترین شبکه های مافیایی در آمریکا هستند .اکنون فرصت آن را خواهید داشت تا با اجرای دستورات و به پایان بردن کامل ماموریت ها صاحب مقام و منصب و احترام بالایی از میان تبهکاران نیویورکی شوید.این بازی فرصتی را به شما می دهد تا با استفاده از انتخاب های بی شمار مشکلات و درگیری ها ی خانواده را حل کنید.شما می توانید برای حل مشکلات به زور متوسل شوید و یا یک سیاست منطقی را پیش گیرید ویا حتی ترکیبی از دو روش را به کار ببرید.

در این بازی شما کارهای زیادی می توانید انجام دهید ار کتک کاری و سرقت مسلحانه گرفته تا اتومبیلرانی و اخاذی از دیگران و... هر قدمی که به God Father نزدیک می شوید یا در این راه بر می دارید یک مرحله به دنیای ترسناک وتاریک این بازی وارد می شوید. جایی که سیاست و ارعاب اصلی ترین سلاح شما برای رسیدن به اوج افتخار است چیزدیگری که در این دنیا باعث احترام زیادی برای شما خواهد بود حس وفا داری نسبت به دیگر اعضای خانواده است.تصمیمات شما اثر کاملا مستقیمی در حوادث خواهد داشت به گونه ای که انگارخود شما در این بازی حضور دارید و دارید این باز ی را پیش می برید.درهرحال بازی پدر خوانده باز ی خوبی است اما در حدعالی ظاهر نشد و علی رغم تلاش زیاد سازندگان این بازی انتظارات طرفدارانش را برطرف نکرد.

منبع:farshadgame.blogfa
در ابتدا شما به عنوان یک دزد خرده زندگی خود را آغاز می کنیدو پس از آن با پیشرفت در کار ها به تدریج از یک جیب بر ساده به عنوان یکی از اعضای خانواده کور لئونه پذیرفته می شوید . خانواده ای که در این فیلم سردمدار یکی از بزرگترین شبکه های مافیایی در آمریکا هستند .اکنون فرصت آن را خواهید داشت تا با اجرای دستورات و به پایان بردن کامل ماموریت ها صاحب مقام و منصب و احترام بالایی از میان تبهکاران نیویورکی شوید.این بازی فرصتی را به شما می دهد تا با استفاده از انتخاب های بی شمار مشکلات و درگیری ها ی خانواده را حل کنید.شما می توانید برای حل مشکلات به زور متوسل شوید و یا یک سیاست منطقی را پیش گیرید ویا حتی ترکیبی از دو روش را به کار ببرید.
در این بازی شما کارهای زیادی می توانید انجام دهید ار کتک کاری و سرقت مسلحانه گرفته تا اتومبیلرانی و اخاذی از دیگران و... هر قدمی که به God Father نزدیک می شوید یا در این راه بر می دارید یک مرحله به دنیای ترسناک وتاریک این بازی وارد می شوید. جایی که سیاست و ارعاب اصلی ترین سلاح شما برای رسیدن به اوج افتخار است چیزدیگری که در این دنیا باعث احترام زیادی برای شما خواهد بود حس وفا داری نسبت به دیگر اعضای خانواده است.تصمیمات شما اثر کاملا مستقیمی در حوادث خواهد داشت به گونه ای که انگارخود شما در این بازی حضور دارید و دارید این باز ی را پیش می برید.درهرحال بازی پدر خوانده باز ی خوبی است اما در حدعالی ظاهر نشد و علی رغم تلاش زیاد سازندگان این بازی انتظارات طرفدارانش را برطرف نکرد.

منبع:farshadgame.blogfa

منبع:farshadgame.blogfa
EA قدرت بی همتا
به تازگی شایعه شده که شرکت EA قصد دارد تا شرکت 2K SPORTS را خریداری کند. EA با انجام این کار می تواند یکی از رقبای خود در سبک بازیهای ورزشی را از میدان به در کند. شرکت مزبور متعلق به شرکت مادر یعنی 2K GAMES می باشد که شرکت ROCKSTAR را نیز در اختیار دارد.شرکت EA به تنهایی 20 درصد از سهم بازار بازیها را در اختیار دارد.
will کم نمی آورد

عده ای از کارشناسان ادعا کرده اند که پردازنده گرافیکی کنسول Wii قابلیت استفاده کامل از امکانات HD را داراست و بازیسازان می توانند برای ساخت بازیهایی با وضوح بالا از این توانایی استفاده کنند. البته هنوز شرکت NINTENDO این صحبتها را تایید نکرده است و می توان این مساله را نیز جزو پنهان کاریهای همیشگی NINTENDO به حساب آورد
دشمن مجلات بازی شناخته شدند
با وجود ورود کنسولهای نسل بعد به بازار , هنوز هم خطر فروش کم , مجلات تخصصی بازی را تهدید می کند.علت این امر رشد سریع وب سایتهای تخصصی بازی می باشد که در این زمینه , وب سایتهای تخصصی دیگر در زمینه های مختلف را نیز پشت سر گذاشته اند. اطلاع رسانی سریع , همیشه در دسترس بودن اینترنت و مزایایی از این قبیل باعث برتری وب سایتهای تخصصی بازی بر مجلات بازی شده است.
SPIDERMAN-3

خبرهای زیادی در مورد بازی SPIDERMAN-3 به گوش می رسد و SONY مالک امتیازفیلم قصد دارد تا از محبوبیت این شخصیت برای موفقیت PS3 استفاده کند. البته ACTIVISION مالک امتیاز ساخت بازی از روی این شخصیت اعلام کرده این بازی بر روی تمامی کنسولها عرضه خواهد شد , ولی نسخه PS3 آن تفاوتهایی از نظر Gameplay و جلوه های ویژه دارد و همه منتظر یک بازی فوق العاده هستند.
منبع:rainman8506.blogfa
| ||||
منبع:persiangame.blogfa
|
| |||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
| ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
مطمئناً کسانی که نیم نگاهی به صنعت بازیهای ویدئویی دارند تا حدودی از اخبار موجود در این زمینه با خبرند و از وضعیت کنسولهای موجود مطلع هستند. معمولاً هر کنسول برای خود چند بازی اختصاصی دارد که خیلی ها آنرا با نام این بازیها می شناسند. در مورد XBOX 360 یکی از این بازیها شاهکاریست بنام Gears Of War که به اختصار GOW خوانده می شود و در سبک سوم شخص اکشن ساخته شده است.بالاخره بعد از کلی انتظار برای دارندگان کنسول مایکروسافت این بازی به بازار آمد و توانست رکوردهای جالبی را بنام خود ثبت کند. مانند رکورد فروش در مدت زمان دو هفته پس از عرضه. همچنین افزایش 50 درصدی در ثبت نام برای اشتراک طلایی (Gold Membership) در شبکه بازی آنلاین مایکروسافت XBOX LIVE !این بازی فوق العاده محصول شرکت Epic Games سازنده موتور گرافیکی Unreal Engine است که احتمالاً همه گیمرهای سطح متوسط به بالا نام این موتور گرافیکی قوی را شنیده اند. شرکت Epic Games که با ساخت بازی زیبای Unreal Tournament 2004 توانسته بود نظر موافق بسیاری از گیمرها را به خود جلب کند حال با ساخت بازی GOW توانست قدرت کار خود را به رخ همگان کشیده و به واقع نسل جدید بازیها را وارد صحنه رقابت کند. ناشر این بازی نیز شرکت مایکروسافت است. داستان کلی بازی همانند خیلی از بازیهای دیگر مربوط به موجودات عجیبی است که Locust نام دارند و هدفی جز نابودی نسل انسانها و تسخیر کره زمین ندارند. طبق معمول نقش اصلی بازی باید با موجودات بیگانه مبارزه کند و به نوعی ناجی کره زمین و بشریت شود ! البته به همراه چند همرزم و نه به تنهایی. نقش اصلی بازی مردی قوی هیکل بنام مارکوس فینکس است که به جرم خیانت در زندان به سر می برد که در ابتدای بازی توسط یکی از همرزمان خود از زندان آزاد می شود. البته نه در یک عملیات مخفیانه بلکه بطور کاملاً واضح ! دلیل اینکه کسی جلوی آزاد شدن او را نمی گیرد اینست که کسی برای اینکار وجود ندارد و بقیه زندانیان نیز به دستور ژنرال هافمن آزاد شده اند. ژنرال هافمن رئیس گروه نظامی است که به اصطلاح COG خوانده می شوند. مارکوس هم بدلیل احتیاج هافمن به نیرو از زندان آزاد شده و مستقیماً از همانجا وارد جنگ می شود، اگرچه باز هم توسط هافمن سرزنش شده و متهم به نداشتن لیاقت برای پوشیدن یونیفرم نظامی می شود. ![]() گرافیک بازی به طرز فوق العاده ای بالاست، به نحوی که از همان ابتدا نظر بیننده را بخود جلب می کند. جزئیات محیط اغلب به زیبایی به تصویر کشیده می شوند. جزئیات کاراکترهای بازی ، چه کاراکترهای اصلی و چه دشمنان، نیز بسیار بالاست. نکته جالب در مورد این بازی با این سطح گرافیک اینست که تقریباً در تمام طول بازی افت میزان فریم مشاهده نشده و بازی به صورت روان اجرا می شود. بازی از پنج مرحله کلی تشکیل شده است که در محیط های مختلف رخ می دهند. محیط های شهر، جنگل، معدن و ... . یکی از مراحل بسیار زیبا و خیره کننده بازی مرحله ایست که در شب بارانی در محیط جنگل اتفاق میافتد که باران و ریزش آن بر تنه درختان به صورت بسیار زیبایی به تصویر کشیده شده است و رعد و برقهای متناوب نیز بر زیبایی محیط می افزایند. در کل گرافیک بازی در حال حاضر جزء بهترین گرافیک ها در میان بازیها قرار دارد و انجام بازی در حالت HD و در صفحه نمایشی با ابعاد بزرگ می تواند چشم هر بیننده ای را نوازش دهد.دوربین بازی نیز که در هنگام هدف گیری به پشت شانه کاراکتر منتقل می شود به خوبی محیط را پوشش می دهد. این دوربین در حالتی که با گرفتن دکمه A بصورت نیم خیز می دوید مانند مستندهای جنگی با لرزش و تکان به دنبال شما می آید و تصویر بسیار زیبا و جالبی را ایجاد می کند. صداگذاری بازی نیز در سطح بسیار خوبی قرار داشته و تقریباً بی نقص انجام شده است. صدای سلاح های موجود، محیط اطراف و همینطور دشمنان در بازی به خوبی طراحی و کار شده است. سلاح های موجود همچون انواع مسلسل و همینطور نارنجک، هر کدام با صدای خاص خود به خوبی حس استفاده از آن سلاح را به گیمر منتقل می کنند. یکی از سلاح های اصلی بازی مسلسلی است که در زیر لوله آن یک اره زنجیری تعبیه شده است که در هنگام استفاده از این اره صدای کار کردن آن و همچنین تکه تکه شدن بدن دشمن حس خشنی را به بیننده القا می کند. داستان بازی در حد متوسطی قرار دارد و همه مسائل و ابهامات در مورد داستان برطرف نمی شود اما اکشن موجود در بازی تقریباً این کاستی ها را پوشش داده است.کنترل بازی و یا به اصطلاح Gameplay نیز در حد خوبی قرار دارد و حرکت در محیط و همچنین تیر اندازی، پناه گرفتن پشت دیوارها و موانع موجود و همینطور دویدن بصورت نیم خیز به آسانی قابل انجام است.سنگرگیری و پناه گرفتن پشت موانع و دیوارها یکی از ارکان اصلی در انجام این بازی مهیج است. بطوریکه اگر در هنگام تیراندازی فکری برای پناه گرفتن نکرده باشید براحتی مورد هدف دشمن قرار گرفته و از پای در خواهید آمد. نکته مثبت در تیر اندازی هنگام پناه گرفتن در پشت موانع اینست که احتیاجی به خروج کامل از پشت مانع وجود نداشته و براحتی می توان مانند دنیای واقعی فقط سلاح را از پشت مانع بیرون آورده و تیر اندازی کرد که البته باز هم مثل واقعیت تیر اندازی در این حالت دقت لازم را ندارد و فقط برای اهداف نزدیک می تواند موثر باشد و برای اهداف دورتر تقریباً با هدر رفتن مهمات همراه است. اگر بخواهید از پشت مانع با هدف گیری شلیک کنید، باز هم احتیاجی به خروج کامل از پشت سنگر وجود نداشته و با کمی بیرون آوردن بالا تنه می توان هدف گیری کرده و شلیک کرد و سریعاً به حالت اولیه پناه گیری بازگشت. همچنین در حالت پناه گیری برای تعویض محل از پشت یک سنگر به سنگر مجاور می توان با زدن تنها یک دکمه بصورت خودکار شخصیت تحت کنترل را به محل مورد نظر فرستاد. امکان شیرجه زدن در هنگام حرکت نیز وجود داشته و می توان براحتی با فشردن دکمه A در جهت های مختلف شیرجه زد که این قابلیت در مبارزات بسیار موثر است. در برخی مراحل بازی امکان فرمان دادن به افراد همراه نیز وجود دارد. بطور معمول در طول بازی همیشه یک نفر و در برخی موارد تا سه نفر همراه مارکوس، شخصیت اصلی بازی، هستند که آنها نیز در مبارزات شرکت کرده و تا حدودی به مارکوس کمک می کنند. ![]() در همه مراحل بجز در مواقع خاص و نادر همراهان ما در بازی کشته نمی شوند، فقط در صورتی که به شدت مورد هدف قرار بگیرند روی زمین می افتند و باید یکی دیگر ار همراهان که اغلب مارکوس است به بالای سر همراه مجروح رفته و او را از زمین بلند کند و البته در صورتی که بالای سر همراه نروید خود او بعد از به پایان رسیدن مبارزه کنونی از جای خود بلند می شود! خود مارکوس در صورتی که شدت صدمات زیاد باشد جان خود را از دست می دهد و در این صورت بازی از Checkpoint قبلی ادامه می یابد. بازی برای نشان دادن وخامت حال مارکوس و یا دیگر شخصیتهای تحت کنترل گیمر از شکل یک جمجمه به همراه یک دنده استفاده می کند، که به نسبت شدت صدمات وارده پر رنگ تر می شود و اگر سریعاً سنگر نگیرید با خوردن چند تیر دیگر جان خود را از دست می دهید. در صورتی که به موقع سنگر بگیرید به تدریج رنگ قرمز علامت ظاهر شده کمتر شده و محو می شود که در این حالت شخصیت مورد نظر در وضعیت مناسب قرار دارد.سیستم ذخیره بازی نیز بصورت Checkpoint و خودکار می باشد و خود گیمر توان ذخیره بازی در محل دلخواه را ندارد. البته خوشبختانه اغلب این Checkpoint ها در فاصله های مناسبی از یکدیگر قرار داشته و مشکلی در ادامه بازی بوجود نمی آورند و در صورت مرگ مارکوس، یا در مواقع خاص، مرگ همراه مارکوس، بازی به نقطه ذخیره سازی قبل بر می گردد که اغلب فاصله زیاد دوری تا محل کنونی ندارد. در کل سیستم ذخیره سازی بازی خوب عمل می کند. هوش مصنوعی دشمنانی که توسط کامپیوتر کنترل می شوند در حد خوبی قرار دارد و کمتر کارهای عجیب و غریب انجام می دهند و در مبارزه با شما خوب عمل می کنند. البته مواقعی هم بوجود می آید که وقتی یکی از آنها پشت مانعی سنگر گرفته و فقط بخشی از بدنش در تیر رس شما قرار دارد، شما می توانید با هدف قرار دادن همان منطقه دشمن را از پای در بیاورید بدون اینکه حریف مقابل سعی در تعویض موقعیت و فرار از تیر رس شما داشته باشد!بازی دارای سه درجه سختی بنامهای Casual که حالت نرمال را دارد، Hardcore که در حد سخت قرار دارد و نیز Insane که همانطور که از نامش پیداست در حد دیوانه واری سخت است، می باشد. البته درجه Insane در ابتدای کار باز نیست و باید حتماً یکبار بازی را تا انتها بروید تا این درجه آزاد شود. یکی از نکات مثبت موجود در بازی این مطلب است که شما هر بار که میخواهید وارد بازی شده و آنرا ادامه دهید بدون توجه به درجه سختی که بازی را قبلاً با آن انجام داده اید می توانید این درجه سختی را تغییر دهید. البته میزان سختی بازی در هنگام پیشرفت در بازی به تدریج بیشتر می شود بطوریکه در درجه سختی Casual در مراحل پایانی بازی، سختی به حدی بالا می رود که تقریباً مانند شروع بازی با سختی Hardcore است. همین مساله در مورد درجه Hardcore نیز وجود دارد.به پایان رساندن بازی بسته به میزان سختی آن شاید بین 10 تا 12 ساعت زمان ببرددشمنان موجود در بازی انواع مختلفی دارند، از جمله آنها می توان به موجوداتی که از نظر ترکیب بدنی شبیه انسانها هستند اشاره کرد که دارای سلاحهای مختلفی مانند مسلسل و یا سلاحهایی همچون موشک انداز می باشند. موجودات دیگری نیز وجود دارند که غول پیکر تر بوده ولی فاقد قدرت بینایی هستند و با استفاده از صدای تولید شده از جانب شما به سمت شما حمله ور می شوند. این موجودات را نمی توان با سلاحهای عادی از بین برد و فقط سلاحی بنام Hammer Of Dawn وجود دارد که برای استفاده از آن نیز باید شرایط خاصی مهیا باشد مانند قرار داشتن در فضای باز و نیز حضور ماهواره در منطقه بالای سر شما. این سلاح با استفاده از لیزر محل دشمن را برای ماهواره تعیین می کند و سپس ماهواره با شلیک اشعه های قوی لیزر هدف را نابود می کند. موجودات دیگری همانند عنکبوتهای بسیار بزرگ نیز در بازی وجود دارند که جنگیدن با هر کدام تاکتیک خاص خود را می طلبد. تعویض خشاب اسلحه از اهمیت خاصی برخوردار است، به این صورت که هر بار بازیکن قصد تعویض خشاب دارد خطی در زیر عکس اسلحه ظاهر می شود که دارای قسمتهای مختلفی است، هنگام تعویض خشاب نشانگر کوچکی از ابتدا تا انتهای این خط حرکت می کند که بسته به اینکه گیمر در کجای این خط دکمه تعویض خشاب را بزند حالتهای مختلفی بوجود می آید. بخش کوچک سفیدی وجود دارد که اگر بتوانید روی آن خشاب را تعویض کنید علاوه بر تعویض سریع خشاب برای چند ثانیه آینده تیرهای پر شده در خشاب دارای قدرت مضاعفی بوده و از بین بردن دشمنان با این تیرها آسانتر می باشد. از این تکنیک باید در از بین بردن دشمنان در درجه های سختی بالا حتماً استفاده کرد. در نقطه مقابل اگر خارج از خط سفید که بهترین حالت بوده و یا خط خاکستری که حالت تعویض سریع خشاب بدون قوی کردن تیر است، دکمه تعویض خشاب زده شود سلاح گیر کرده و تعویض خشاب آن زمان بیشتری می برد که بعضی مواقع می تواند سر شما را به باد دهد! حالت تک نفره بازی به اندازه کافی هیجان انگیز است که براحتی هر گیمری را ساعتها پای GOW میخکوب کند. علاوه بر حالت تکنفره حالتهای دیگری وجود دارند. از حالتهای مختلف برای انجام بازی می توان به حالت Split Screen اشاره کرد که در این حالت در صورتی که دو عدد کنترلر برای کنسول خود دارید می توانید با کمک یکی از دوستان خود و در حالتی که صفحه از وسط نصف شده است بازی را انجام دهید که در این وضعیت به علت کنترل شدن دو شخصیت توسط انسان کار راحت تر شده و راحت تر می توان در بازی پیش رفت. همچنین قابلیت استفاده از LAN در بازی قرار داده شده است که اگر دو کنسول XBOX 360 را با استفاده از LAN به هم متصل کنید می توانید در دو تلویزیون جدای از هم به همراه دوستان خود بازی را انجام داده و از لذت بازی دو نفره در دو صفحه نمایش مجزا بهره مند شوید. همینطور حالتی بنام Co-Op وجود دارد که در محیط XBOX LIVE می توانید با افراد دیگری که در این محیط حضور دارند بازی را به جلو پیش ببرید و هر کس نقش یکی از کاراکترها را بازی کند. در این حالت داستان اصلی بازی را دنبال می کنید. در حالت Co-Op نکته جالب اینست که لازم نیست حتماً بازی را از ابتدا در این حالت شروع کنید و می توانید از ادامه Saveهای قبلی خود در حالت Co-Op پیش بروید. ![]() از دیگر حالتهای موجود در محیط شبکه می توان به حالت Versus اشاره کرد که دارای حالتهای مختلفی از بازیست. در حالت Warzone بازیکنان در دو گروه قرار گرفته و وظیفه هر گروه از بین بردن افراد گروه مقابل است و هر گروه بتواند زودتر گروه حریف را شکست دهد برنده خواهد بود. در حالت Assassination یک نفر نقش رئیس گروه را دارد و سه نفر باقیمانده باید از او محافظت کنند. در حالت Execution پس از اینکه دشمن روی زمین افتاد باید بالای سر او رفته و ضربه نهایی را وارد کرد و اگر اینکار را انجام ندهید حریف شما با زدن دکمه A بصورت پشت سرهم و سریع می تواند سلامتی خود را باز یابد. در حالت Versus می توان در نقش موجودات غیر انسان نیز قرار گرفت و علیه گروه انسانها مبارزه کرد. بازی در حالت آنلاین و در مدهای مختلف هیجان دوچندانی را برای گیمرها به ارمغان می آورد. در مورد Achievement ها هم نکات جالبی وجود دارد. بازی برای انجام هر کدام از 5 مرحله در هر کدام از درجه های سختی به شما امتیاز می دهد و نکته جالب در این مورد اینست که اگر یک مرحله را در درجه سختی بالاتری تمام کنید امتیاز به پایان رساندن آن در درجه آسانتر نیز به شما داده خواهد شد. بطور مثال به پایان رساندن یک مرحله در درجه سختی Hardcore امتیاز بازی کردن همان مرحله در حالت Casual را نیز به شما خواهد داد. همچنین جمع آوری گردنبندهایی بنام COG Tag در طول بازی، تعویض خشاب در حالت عالی برای 25 بار و همینطور تعویض خشاب در حالت عالی برای 5 بار متوالی از دیگر Achievement هایی است که می توانید کسب کنید. البته تعداد زیادی Achievement وجود دارند که بخشی از آنها مربوط به بازی در محیط Live هستند. جذابیت بازی آنقدر بالاست که براحتی می توان آنرا برای چند بار از ابتدا تا آنها رفته و باز هم لذت به پایان رساندن آن را احساس کرد.در پایان تنها توصیه ای که داریم اینست که اگر به کنسول XBOX 360 دسترسی دارید و هنوز این بازی زیبا را انجام نداده اید، لحظه ای در تهیه و انجام این بازی فوق العاده تأمل نکنید. | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
| ||
منبع:bazicenter |
|
| |||||||||||||||||||
![]() روایتی جدید از افسانه The Dark Dragon Blade Ninja Gaiden در تاریخ 2 مارچ 2004 پا به عرصه وجود گذاشت بطوریکه دنیای بازی های اکشن ماجرائی را متحول کرد. این بازی ، که توسط Team Ninja ساخته و تهیه کننده و ناشر آن شرکت Tecmo بود بصورت انحصاری برای Xbox عرضه شد. طراح و کارگردان بازی جناب آقای تومونوبو ایتاگاکی {Tomonobu Itagaki} می باشد. او علاوه بر سرپرستی TeamNinja مغر متفکر این گروه نیز به حساب می آید . در E3 05 خبری اعلام شد مبنی بر اینکه ورژن جدیدی از این بازی با نام Ninja Gaiden Black در حال ساخت است که ویرایش و تکمیل شده شماره اول بازیست. از موارد اضافه شده می توان به سه اسلحه جدید ، مراحل تمرینی ، چند Demo که بصورت Real-Time در خلال بازی نمایش داده می شد و NG 1984 Arcade Game اشاره کرد. این نسخه از بازی نیز توانست موفقیت های شماره اول را کسب کند و به اعتبار این بازی به مقدار زیاد بیافزاید. لازم بذکر است که این بازی عنوان بهترین بازی Xbox در سال 2005 را کسب نمود . ![]() اما در حالی که تمام طرفداران این بازی و کنسول Xbox360 منتظر شنیدن خبر ساخت قسمت دوم این بازی بودند در TGS 06 یک شوک بزرگ به همه وارد شد. این شوک چیزی نبود بجز خبر ساختن ورژن جدیدی از این بازی با نام Ninja Gaiden Sigma که قرار است بر روی کنسول Play Station 3 عرضه شود. این بار شرکت Tecmo رفیق و حمایت کننده Microsoft تصمیم گرفته شاه بازی خود را در ورژن جدید و در تکمیل NG & NGB برای کنسول Sony روانه بازار کند. از تریلر و Game Play Demo پیداست که TN چه تلاشی برای بازسازی مجدد این بازی انجام داده است. طبق معمول همیشه نظاره گر گرافیک فوق العاده ای هستیم. اما می توانم بگویم واژه <فوق العاده> برای وصف آن ناچیز است. Polygon های بکار رفته در ساخت شخصیت های اصلی بازی چنان زیاد است که کوچکترین SharperTexture ی (بافت های تیز و مشخص) را نخواهید یافت. به عنوان مثال بر روی صورت بانو ریچل {Rachel} بقدری طبیعی کار شده که تشخیص Real - Time یا Pre - Render بودن آن را دشوار می سازد، یا می توان به بدن و بازو های بزرگ <موروی> {Murui} اشاره کرد که جداً واقعی و استادانه خلق شده است. دشمنان نیز از این قاعده مستثنا نیستند. آنها نیز بسیار پر جزییات می باشند . محیط ها ، مناظر و مناطق باز و گسترده در NGS با چنان ظرافت و دقتی رنگ بندی شده که به جرات می توان گفت در دنیا بهترین است. وجود 10 ها برگ بر روی زمین که هر کدام شکل ، اندازه و حالت خودشان را دارند ، گیاهانی که به راحتی می توان برگ های آنها را شمورد و صدها درخت که اندازه و اشکال گوناگونی دارند. تمام اینها شاهدی برای بی نظیر بودن هر آنچه در NGS می بینیم هستند. ![]() جلوه های تصویری بیشتر از قبل شده و در یک کلام قابل مقایسه نیستند. برش هوا هنگام حرکت شمشیر و شکست نور درآن ، آتشی که از سامورائی اسب سوار (او اولین Boss بازی است) بر می خیزد نمونه ای از این بخش است . دو مورد جدید نیز به بازی اضافه شده است: (البته موضوع همین جا ختم نمی شود و حتما سورپرایز های دیگری در چنته دارد)
ولی هنوز نقش او در روند بازی مشخص نیست! در ضمن از تغییرات احتمالی در داستان بازی اطلاعاتی در دست نیست اکشن ناب و نفس گیر ، همراه با دشمنانی که از نظر تعداد زیاد می باشند ، یک گیم پلی جذاب و اعتیاد آور به ما هدیه می دهد. اما هنوز مشخص نیست TN و ذهن خلاق ایتاگاکی چگونه از قابلیت Sixaxis (دسته PS3) استفاده می کنند. همانطور که می دانید TN به استفاده تمام و کمال از سخت افزار کنسول شهرت دارد. ولی آیا به عنوان اولین تجربه بر روی سخت افزار PS3 موفق نشان می دهد؟ ![]() اما در ادامه این بازی سئولاتی پیش می آید که امیدوارم زودتر به جواب آنها برسیم: آیا Sony موفق می شود Tecmo را به طرف کنسول خود بکشد؟ آیا ماجرای Assassins Creed دوباره تکرار خواهد شود؟ عرضه این بازی نیمه اول 2007 اعلام شده و هنوز خبری مبنی بر اینکه این بازی برای Xbox360 خواهد آمد یا نه منتشر نشده است. در کل از شواهد امر پیداست NGS چیزی ورای تصور خواهد شد و ما نیز بیصبرانه در انتظار این بازی هستیم. ![]() | ||||||||||||||||||||
منبع:bazicenter | ||||||||||||||||||||
|
| |||||||||||||||||||
|
در تاریخ 16 اکتبر 2001 کنسول بازی PS2 یکی ار رویایی ترین روزهای خود را پشت سر گذاشت چرا که برای اولین بار یکی از بزرگترین بازی های تاریخ برای این کنسول به بازار امد.گیم پلی بسیار روان گرافیک باور نکردنی صداگذاری عالی و داستانی که برای اولین بار در این سبک تکراری نبود! در این تاریخ بازی مشهور Devil May Cry وارد بازار شد و ارزش کنسول PS2 را چندین برابر کرد. فروش این بازی بسیار عالی بود و مهمترین نو آوری گیم پلی روان و کومبو های بسیار عالی و کار امد بازی بود. گرافیک بازی نسبت به زمان خودش خیره کننده به نظر میرسید و در همان زمان طرفداران زیادی را به دور خودش جمع کرد. برای همین کپکام بسیار سریع به فکر ساخت قسمت دوم بازی افتاد و همین عجله کار را خراب کرد. نسخه دوم بازی 2 سال بعد یعنی در تاریخ 25 ژوئن 2003 به بازار امد گیم پلی بازی همچنان عالی بود ولی گرافیک پیشرفت کمی کرده بود و نو اوری خاصی نداشت. همان داستان تکراری همان اسلحه ها و بدتر از همه اینکه معما های بازی بسیار کم شده و بازی کاملا اکشن شده بود. اما همچنان بازی فوق العاده ای بود و گیم پلی عالی خود را داشت به علاوه اینکه در این بازی میتوانستید با 2 شخصیت متفاوت بازی کنید.2 سال بعد یعنی در روز اول مارچ 2005 قسمت سوم بازی هم پا به عرصه بازی ها گذاشت که جبرانی بر قسمت دوم بود. این بار داستان مربوط به قبل از نسخه های دیگر میشد و گرافیک پیشرفت چشم گیری کرده بود و گیم پلی هم نو اوری های زیادی داشت و چندین اسلحه سر د و گرم جدید نیز به بازی اضافه شده بود. سرانجام در E3-2005 خبر ساخت قسمت چهارم بازی از طرف شرکت کپ کام داده شد اما ان زما تنها یک دموی کوتاه از بازی به نمایش در امد و گفته شد که بازی فقط برای کنسول PS3 ساخته خواهد شد. تا TGS-2006 هم این بازی غایب بود و در این نمایشگاه تریلر های زیادی از بازی به نمایش در امد ولی باز هم بازی اختصاصا برای PS3 ساخته میشد. تا اینکه بالاخره از طرف کپ کام اعلام شد که این بازی برای XBOX360 و PC هم ساخته خواهد شد. ![]() داستان نسخه چهارم بعد از نسخه اول و دوم اتفاق می افتد و بر خلاف نسخه های قبل این بار داستان پیرامون شخصیتی غیر از دانته در جریان است. پسر جوان و جویای نامی به نام نرو. سالها پیش دروازه تاریکی بروی زمین باز شده بود و موجودات سیاهی شروع به قتل عام انسانها کرده بودند. در ان زمان گروه های مختلفی در برابر ارتش تاریکی ایستادگی کردند اما همه نابود شدند تا اینکه یکی از بزرگترین فرمانده های همان ارتش به نام اسپاردا شروع به مبارزه با هم رزمان خود کرد و توانست بیشتر انها را از زمین بیرون کند و دروازه تاریکی را برای اولین بار ببندد و نگهبانانی برای محافظت از دروازه قرار دهد. بعد ها اسپاردا با یک زن زمینی ازدواج کرد و صاحب 2 فرزند دو قلوی عجیب شد او نام ان دو برادر را دانته و ورجیل نهاد.اسپاردا مرد و پسران او بزرگ شدند. یکی از پسر های اسپاردا با نام ورجیل طمع کرد و با اینکه انسان پر قدرتی بود از خانواده جدا شد و پی قدرت بیشتر رفت. او کشیش مخصوص پدرش را پیدا کرد و به کمک اویکی یکی موانع پدرش را پشت سر گذاشت اما برای باز کردن دروازه اصلی به گردنبندی احتیاج بود که اسپاردا برای پسرانش به یادگار گذاشته بود نصف این گردنبند همراه دانته و نصف دیگر در اختیار ورجیل بود. ورجیل بوسیله همان کشیش مرموز دانته را به بلندترین برج قعله دعوت میکند و شکست میدهد و دروازه تاریکی را دوباره باز میکند اما طولی نمی انجامد که دانته تله های پدرش را پشت سر میگذارد و ورجیل را در همان سرزمین نفرین شده شکست میدهد و دروازه تاریکی را برای دومین بار میبندد اما ورجیل هم نمیمیرد و در سرزمین تاریکی زنده میماند. چند سال بعد دختری در رستوران معروف دانته یعنی رستوران Devil May Cry سراغ دانته میاید و به او میگوید که موجوداتی از سرزمین تاریکی روی زمین باقی ماندند و در پی باز کردن دروازه برای سومین بار هستند تا زمین را از انسانها پاک کنند. دانته به مبارزه با انها میپردازد و هویت واقعی دختر مرموز که خود یک شیطان است را کشف میکند و سعی میکند زمین را از شر موجودات زمینی پاک کند. سپس او به درون دروازه نفوذ میکند و برای بسته شدن ان مجبور میشود مثل پدرش یکی از فرماندهان تاریکی را نابود کند و در حالی بر میگردد که زمین دیگر ارام شده. بعد از این جریانات وی نام کافه خود را به شیطان نمیتواند گریه کند تغییر میدهد چرا که با چشم خود اشک دختر را دید و به او اطمینان داد که او انسان است و این همه مدت اشتباه میکرده. ![]() هزاران سال بعد یک سازمان مذهبی اسپاردا را پرستش کردند و تصمیم گرفتند تا زمین را از شر اهریمنان و موجودات شیطانی باقی مانده از سرزیمن تاریکی پاک کنند.محل اقامت انها در کلیسایی در شهر فورتونا بود و از ان به بعد همگان سازمان انها با نام ("Order of the Sword,") را شناختند. این سازمان از نخبه ترین شوالیه های پاکدامن ساخته شده بود. یک روز یک شوالیه جوان به نام نرو گواهی هایی مبنی بر قتل عام های فجیعی که توسط سلحشوری جوان انجام شده بودند را آشکار کرد. این سلحشور جوان کسی نبود جز دانته، پسر اسپاردای قهرمان! حالا نرو مامور شده بود که دانته را نابود سازد تا به فکر کسب قدرت و باز کردن دوباره دروازه تاریکی نیفتد.اما نرو یک اشتباه خیلی بزرگ کرده بود و آن اینکه این بار قرار نیست با چند تا اهریمن ساده بجنگد. این بار جنگ با پسر اسپاردا است. کسی که چندین بار با فرماندهان تاریکی روبه رو شده و یک انسان معمولی نیست. ![]() در دموی داستانی که از بازی به نمایش در آمد دانته به کلیسای شهر فورتونا حمله کرده و شروع به کشتن کشیش های زاهد آنجا میکند. در این لحظه نرو از راه میرسد و نبرد 2 قهرمان آغاز میشود. با اینکه دست نرو در مبارزه میشکند، سرانجام موفق میشود دانته را به روی زمین بیندازد. اما زمانی که شمشیر را برای کشتن دانته بالا می آورد، دانته را نمیکشد! در دمو های گیم پلی که از بازی به نمایش در آمده نرو با استفاده همان دستی که در مبارزه با دانته شکسته بود نیروی خاصی که مثل اتش سوزان است بر سر دشمنان میریزد. بزرگترین حدسی که درباره داستان زده شده این است که شاید دانته به نرو کمک کرده باشد تا این نیرو را بدست بیاورد. هر چه باشد نرو یک انسان است و این نیرو تا حدی عجیب به نظر میرسد. گرافیک بازی پیشرفت بسیار خوبی داشته و بنظر میرسد با یکی از بهترین گرافیک های این سری بازی رو به رو باشیم. محیط های بازی بسیار وسیع تر و متنوع تر شده اند و دیگر مانند نسخه های قبلی اغلب در شکم یک موجود و یا در یک کلیسا مبارزه نمیکنیم. اینبار محیط هایی چون کوهستان، بندر و شهر های بزرگ انتظار ما را میکشند. صدا گذاری بازی هم که همچنان عالیست و این بار با اهنگ های تند تری رو به رو هستیم به علاوه دختری که همراه نرو است و به او کمک میکند، آواز هم میخواند! ![]() در
در ابتدا قرار بود تاریخ انتشار بازی دهم دی ماه 86 باشد اما دوباره به حالت TBA در امده است. به نظر میرسد با یکی از بزرگترین بازی های تاریخ رو به رو باشیم پس لباس رزم خود را بپوشید و آماده باشید. | ||||||||||||||||||||








منبع:bazicenter

























